سدیم دوبار مثبت

سلام

امروز یه روز متفاوت به مطلب متفاوت

شاید طنز شاید جدی

بعضی ها شاید بخونن و جدی بگیرن

بعضی ها هم شاید بخندن و شوخی بگیرن

اما به نظر من

شاید طنز شاید جدی

من چه می دونم هرکسی بر حسب حال خودش یه ماجرا رو طرح می ده

بریم سر ماجرا

هورااااااااااااااااااااااااااااااااا

هوای تهران سرده مردم می لرزن ولی شادن که آزادی داره می یاد

امروز 22 بهمن 1357 هست

هوای تهران سرده مردم می لرزن ولی شاد نیستن چون دوستاشون مردن

امروز 22 بهمن 1388 هست

هوای تهران سرده مردم می لرزن ولی شاید دیگه یادشون نیست دو سال پیش دوستاشون مردن

امروز 22 بهمن 1389 هست

وقتی محمد در عرب برخاست همه نشستن

آخه موتورش زیادی گرم بود از خدا و عدالت و برابری و برادری و آزادی حرف می زد

دمش گرم

اما وقتی خوابید همه بر خاستن

آخه شعار هاش رو تازه فهمیدن

اما وقتی داشت می خوابید بعضی ها زود تر پا شدن

فهمیده بودن بعد ها مردم پا میشن

خواستن از اسم محمد اسثفاده کنن

امروز؛ اینجا ؛ تهران ؛ من نیما دارم حرف هایی می زنم که دوست دارم بزنم

شاید طنزه شایدم جدی

ولی واسه من حرف دله

نه طنز نه جدی

فقط یه شوخی برای قلقلک دادن دلم

شاید اندکی صبر می کردم موتور مش عباس فروش می رفت و منم یادم می رفت اونایی که پا شدن و رفتن

همش تقصیر مش عباسه

نه من

البته به خاطر فشار یارانه بر دوش هم هست

یکمش هم تقصیر این خانوم های محترم کناره خیابونه که بهم پا نمی دن

و من مجبورم از این فکر های الکی بکنم

و چرت بنویسم

راستی نظر یادتونه

فعلا

 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٩ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ توسط نظرات () |


Design By : Night Skin