سدیم دوبار مثبت

خدایش رحمت کند
پسرکی را که در موسم حج
میان اتاق کاه گلی کوچکش
تنهاترین تصویر تورا طواف می کرد فقط

 

 

 

......

چند سال گذشته اصلا یادم نبود پاتوق رو یه روزی داشتم

یاد اون روزا سبز

یاد اونایی که اسماشونم دیگه واسمون مهم نیست سبز

نوشته شده در پنجشنبه ٢۱ اسفند ،۱۳٩۳ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

در میان مردمی که نمیفهمند واژه نفرت را

من با نفرتی از زندگی زاده شدم

و چه تلخ است حد واسط میان میل و نفرت

میل به تنهایی و نفرت از آن

شده ام مثال زنبوری که می نوشد

از گل خشکیده ی میان قبرها

( کاش بودن حکمش تنهایی نبود )
نوشته شده در شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳٩۱ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

روز ها در خیالم
در میان وهم هایی از عالم دور
به جایی خواهم رفت
جایی که من تنها در آن جا یک آدمم
و در راهی قدم می گذارم
که سکندری خوردن از زمین
امریست پایدار و بی نهایت شگفت
جایی که فاحشه را شعرا شعر می سرایند
و بر دیوانگان عبای عقل می پوشانند
به جایی خواهم رفت
... جایی دور تر از این نزدیک ها
جایی که فاصله میان من و تو
راهیست که سکندری خوردنش
آرزوست
به جایی خواهم رفت
جایی که حتی آهنگ آسمان هم
نتواند نشانم دهد رنگ آبی خود را
به جای خواهم رفت
که من بی تو ؛ ما شوم
نوشته شده در چهارشنبه ٢۳ فروردین ،۱۳٩۱ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

معنای درد در خنده نهفته است نه در گریه

نوشته شده در پنجشنبه ۱٠ شهریور ،۱۳٩٠ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

سلام بالاخره برگشتم

ببخشید کلی گرفتار بودم

اما خوبیش اینکه برگشتم تا دوباره واکنش بدم

اول از همه از اونهایی که نگران شدن می خوام که دیگه نگران نشن

جایی که همه چی یهو گم می شه بعد یه جای دیگه پیدا می شه البته به اسم کس دیگه

حالا یه نیما یه مدت گم و گور شه که بد نیست

البته ناگفته نمونه حوصله آپ نداشتم

ولـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

مگه مش عباس می گذارد باز تز داده که می خواهد با پول موتورش که فروخت به کل ایرانی های هزار متر زمین بدهد

 خبر را که شنیدم در تعجب ماندم با پول یک عدد موتور چگونه می شود این همه زمین را خرید

البته زمین را که دیدم فهمیدم چقدر مدبر است مش عباس

این مش عباس شریف است چقدر.....

زمین های خوبی رو هم نشون کرده این بزرگ مرد عرصه تز ها فوق پیشرفته

بنده خودم  هم نظارکی داشتم بر زمین ها

بغیر از اینکه آب نداره و هواش یکم گرمه مورد دیگه نداره

اتفاقا عکس هم گرفتم

 

 

 

اون سایه ها هم یک سری از دوستان بودند که راه را در طوفان باز می نمودند

واقعا جایتان خالی بود

انشا الله به یمن وجود پر برکت مش عباس همه مشرف می شیم

 

و در آخر باید اعتراف کنم

من واقعا افتخار می کنم که مش عباس رو می شناسم

برای مش عباس دعا کنین بازم طرحی مطرح کند که ما بی سوژه نمانیم

 

نیما سدیمی که دیشب واکنش داد

نوشته شده در جمعه ٧ امرداد ،۱۳٩٠ساعت ٢:٥٩ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

با سلام خدمت تموم بچه های سدیم

برای این وقفه ی چند روز

من معذرت خودم رو بصورت کتبی زدم رو دیوار اتاقم

باور ندارین بیاین ببینین

سرم شلوغ بود

داشتم واسه موتور مش عباس مشتری پیدا می کردم

که ناگه به ما خبری عجیبی رسوخ کرد

که ای وای

موتور مش عباس را به قیمت

با سلام خدمت تموم بچه های سدیم

برای این وقفه ی چند روز

من معذرت خودم رو بصورت کتبی زدم رو دیوار اتاقم

باور ندارین بیاین ببینین

سرم شلوغ بود

داشتم واسه موتور مش عباس مشتری پیدا می کردم

که ناگه به ما خبری عجیبی رسوخ کرد

که ای وای

موتور مش عباس را به قیمت

2500000000

به فروش رفت

من که نمی دانستم چطور

ولی.....

به دنبال تحقیقات محلی رفته و فهمیدم

مش عباس که صاحب شرکتی است بس بزرگ

و کارمندانی دارد بس متاع وی

و بسیار پر قدرت است وی

کار مندان پول دار وی برای اینکه به مردم کمک کنند این موتور را خریدند

فکر نکنید برای عزیز کردن خود پیش مش عباس بود

حالا دلیل دیر آپ کردنم رو فهمیدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فعلا دیگه مزاحمتون نمی شم

آخ راستی این پول رو مش عباس می خواست واسه جوانان خرج کنه

ولی پول گم شده

شما ندیدیش؟

فعلا

نیما ( سدیمی که اشتباهی دوبار واکنش داد )

 

به فروش رفت

من که نمی دانستم چطور

ولی.....

به دنبال تحقیقات محلی رفته و فهمیدم

مش عباس که صاحب شرکتی است بس بزرگ

و کارمندانی دارد بس متاع وی

و بسیار پر قدرت است وی

کار مندان پول دار وی برای اینکه به مردم کمک کنند این موتور را خریدند

فکر نکنید برای عزیز کردن خود پیش مش عباس بود

حالا دلیل دیر آپ کردنم رو فهمیدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فعلا دیگه مزاحمتون نمی شم

آخ راستی این پول رو مش عباس می خواست واسه جوانان خرج کنه

ولی پول گم شده

شما ندیدیش؟

فعلا

نیما ( سدیمی که اشتباهی دوبار واکنش داد )

نوشته شده در پنجشنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸٩ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

سلام

امروز یه روز متفاوت به مطلب متفاوت

شاید طنز شاید جدی

بعضی ها شاید بخونن و جدی بگیرن

بعضی ها هم شاید بخندن و شوخی بگیرن

اما به نظر من

شاید طنز شاید جدی

من چه می دونم هرکسی بر حسب حال خودش یه ماجرا رو طرح می ده

بریم سر ماجرا

هورااااااااااااااااااااااااااااااااا

هوای تهران سرده مردم می لرزن ولی شادن که آزادی داره می یاد

امروز 22 بهمن 1357 هست

هوای تهران سرده مردم می لرزن ولی شاد نیستن چون دوستاشون مردن

امروز 22 بهمن 1388 هست

هوای تهران سرده مردم می لرزن ولی شاید دیگه یادشون نیست دو سال پیش دوستاشون مردن

امروز 22 بهمن 1389 هست

وقتی محمد در عرب برخاست همه نشستن

آخه موتورش زیادی گرم بود از خدا و عدالت و برابری و برادری و آزادی حرف می زد

دمش گرم

اما وقتی خوابید همه بر خاستن

آخه شعار هاش رو تازه فهمیدن

اما وقتی داشت می خوابید بعضی ها زود تر پا شدن

فهمیده بودن بعد ها مردم پا میشن

خواستن از اسم محمد اسثفاده کنن

امروز؛ اینجا ؛ تهران ؛ من نیما دارم حرف هایی می زنم که دوست دارم بزنم

شاید طنزه شایدم جدی

ولی واسه من حرف دله

نه طنز نه جدی

فقط یه شوخی برای قلقلک دادن دلم

شاید اندکی صبر می کردم موتور مش عباس فروش می رفت و منم یادم می رفت اونایی که پا شدن و رفتن

همش تقصیر مش عباسه

نه من

البته به خاطر فشار یارانه بر دوش هم هست

یکمش هم تقصیر این خانوم های محترم کناره خیابونه که بهم پا نمی دن

و من مجبورم از این فکر های الکی بکنم

و چرت بنویسم

راستی نظر یادتونه

فعلا

 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٩ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

سلام به همه ی دوستان سدیمی

امروز می خوام یک اتفاق که دیروز افتاد رو واستون بگم

دیشب در خیابان را می رفتیم و باران سختی می بارید و خورشید به گرمی تابش می کرد

ناگه مزایده ای دیدیم و فهمیدیم شخصی مهربان به اسم مش عباس موتور خود را برای کمک به جوانان به فروش گذاشته

بسی شاد شده و به دیدار این فرد بسیار عاقل و بالغ رفتیم بسیار زیبا و بسی آدم خوش سیما که نه

ولی شاید خوش سیرت بود

موتورش هم مال سال 1320 چه موتوری بود

 

 

 

دوچرخه ای که موتور داشت بسیار خنده بر دل ما افتاد رفتیم و دیدیم دوستان این فرد برای موتورش بیش از چند میلیون قیمت نهاده اند

گفتم عجیبا ما به فکر یارانه و این فرد تنها وسیله اش را می فروشد برای کمک به جوانان

که اشتباهی و کاملا اشتباهی دیدیم در پارکینگ این فرد بنز و مزدا از نوی تیری ( مهری نه ها ) وجود دارد

نمی دانم چرا آن را به فروش نگذاشته بود

عجبا شاید هم این موتور خیلی بهتر باشد

حال ما هم برای کمک به وی سایتش را تبلیغ می کنیم

www.mash-abas-motor.com

به کوری چشم اجنبی و پارازیت و کامبیز مجری آن

مش عباس فقط موتور فرسوده برای کمک به خانه سازی می فروشیم

من هم قیمت دادم چهار هزار و پانصد تومان

حال دیگر ترکتان می کنیم میریم در این هوای آقتابی که شب به آن شرف دارد در مزایده شرکت کنیم

تا بعد خدانگهدارتون

نیما سدیمی که دیشب تو بارون واکنش داد

نوشته شده در جمعه ۱٧ دی ،۱۳۸٩ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ توسط نظرات () |


Design By : Night Skin