سدیم دوبار مثبت

معنای درد در خنده نهفته است نه در گریه

نوشته شده در پنجشنبه ۱٠ شهریور ،۱۳٩٠ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

سلام بالاخره برگشتم

ببخشید کلی گرفتار بودم

اما خوبیش اینکه برگشتم تا دوباره واکنش بدم

اول از همه از اونهایی که نگران شدن می خوام که دیگه نگران نشن

جایی که همه چی یهو گم می شه بعد یه جای دیگه پیدا می شه البته به اسم کس دیگه

حالا یه نیما یه مدت گم و گور شه که بد نیست

البته ناگفته نمونه حوصله آپ نداشتم

ولـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

مگه مش عباس می گذارد باز تز داده که می خواهد با پول موتورش که فروخت به کل ایرانی های هزار متر زمین بدهد

 خبر را که شنیدم در تعجب ماندم با پول یک عدد موتور چگونه می شود این همه زمین را خرید

البته زمین را که دیدم فهمیدم چقدر مدبر است مش عباس

این مش عباس شریف است چقدر.....

زمین های خوبی رو هم نشون کرده این بزرگ مرد عرصه تز ها فوق پیشرفته

بنده خودم  هم نظارکی داشتم بر زمین ها

بغیر از اینکه آب نداره و هواش یکم گرمه مورد دیگه نداره

اتفاقا عکس هم گرفتم

 

 

 

اون سایه ها هم یک سری از دوستان بودند که راه را در طوفان باز می نمودند

واقعا جایتان خالی بود

انشا الله به یمن وجود پر برکت مش عباس همه مشرف می شیم

 

و در آخر باید اعتراف کنم

من واقعا افتخار می کنم که مش عباس رو می شناسم

برای مش عباس دعا کنین بازم طرحی مطرح کند که ما بی سوژه نمانیم

 

نیما سدیمی که دیشب واکنش داد

نوشته شده در جمعه ٧ امرداد ،۱۳٩٠ساعت ٢:٥٩ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

با سلام خدمت تموم بچه های سدیم

برای این وقفه ی چند روز

من معذرت خودم رو بصورت کتبی زدم رو دیوار اتاقم

باور ندارین بیاین ببینین

سرم شلوغ بود

داشتم واسه موتور مش عباس مشتری پیدا می کردم

که ناگه به ما خبری عجیبی رسوخ کرد

که ای وای

موتور مش عباس را به قیمت

با سلام خدمت تموم بچه های سدیم

برای این وقفه ی چند روز

من معذرت خودم رو بصورت کتبی زدم رو دیوار اتاقم

باور ندارین بیاین ببینین

سرم شلوغ بود

داشتم واسه موتور مش عباس مشتری پیدا می کردم

که ناگه به ما خبری عجیبی رسوخ کرد

که ای وای

موتور مش عباس را به قیمت

2500000000

به فروش رفت

من که نمی دانستم چطور

ولی.....

به دنبال تحقیقات محلی رفته و فهمیدم

مش عباس که صاحب شرکتی است بس بزرگ

و کارمندانی دارد بس متاع وی

و بسیار پر قدرت است وی

کار مندان پول دار وی برای اینکه به مردم کمک کنند این موتور را خریدند

فکر نکنید برای عزیز کردن خود پیش مش عباس بود

حالا دلیل دیر آپ کردنم رو فهمیدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فعلا دیگه مزاحمتون نمی شم

آخ راستی این پول رو مش عباس می خواست واسه جوانان خرج کنه

ولی پول گم شده

شما ندیدیش؟

فعلا

نیما ( سدیمی که اشتباهی دوبار واکنش داد )

 

به فروش رفت

من که نمی دانستم چطور

ولی.....

به دنبال تحقیقات محلی رفته و فهمیدم

مش عباس که صاحب شرکتی است بس بزرگ

و کارمندانی دارد بس متاع وی

و بسیار پر قدرت است وی

کار مندان پول دار وی برای اینکه به مردم کمک کنند این موتور را خریدند

فکر نکنید برای عزیز کردن خود پیش مش عباس بود

حالا دلیل دیر آپ کردنم رو فهمیدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فعلا دیگه مزاحمتون نمی شم

آخ راستی این پول رو مش عباس می خواست واسه جوانان خرج کنه

ولی پول گم شده

شما ندیدیش؟

فعلا

نیما ( سدیمی که اشتباهی دوبار واکنش داد )

نوشته شده در پنجشنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸٩ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

سلام

امروز یه روز متفاوت به مطلب متفاوت

شاید طنز شاید جدی

بعضی ها شاید بخونن و جدی بگیرن

بعضی ها هم شاید بخندن و شوخی بگیرن

اما به نظر من

شاید طنز شاید جدی

من چه می دونم هرکسی بر حسب حال خودش یه ماجرا رو طرح می ده

بریم سر ماجرا

هورااااااااااااااااااااااااااااااااا

هوای تهران سرده مردم می لرزن ولی شادن که آزادی داره می یاد

امروز 22 بهمن 1357 هست

هوای تهران سرده مردم می لرزن ولی شاد نیستن چون دوستاشون مردن

امروز 22 بهمن 1388 هست

هوای تهران سرده مردم می لرزن ولی شاید دیگه یادشون نیست دو سال پیش دوستاشون مردن

امروز 22 بهمن 1389 هست

وقتی محمد در عرب برخاست همه نشستن

آخه موتورش زیادی گرم بود از خدا و عدالت و برابری و برادری و آزادی حرف می زد

دمش گرم

اما وقتی خوابید همه بر خاستن

آخه شعار هاش رو تازه فهمیدن

اما وقتی داشت می خوابید بعضی ها زود تر پا شدن

فهمیده بودن بعد ها مردم پا میشن

خواستن از اسم محمد اسثفاده کنن

امروز؛ اینجا ؛ تهران ؛ من نیما دارم حرف هایی می زنم که دوست دارم بزنم

شاید طنزه شایدم جدی

ولی واسه من حرف دله

نه طنز نه جدی

فقط یه شوخی برای قلقلک دادن دلم

شاید اندکی صبر می کردم موتور مش عباس فروش می رفت و منم یادم می رفت اونایی که پا شدن و رفتن

همش تقصیر مش عباسه

نه من

البته به خاطر فشار یارانه بر دوش هم هست

یکمش هم تقصیر این خانوم های محترم کناره خیابونه که بهم پا نمی دن

و من مجبورم از این فکر های الکی بکنم

و چرت بنویسم

راستی نظر یادتونه

فعلا

 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٩ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

سلام به همه ی دوستان سدیمی

امروز می خوام یک اتفاق که دیروز افتاد رو واستون بگم

دیشب در خیابان را می رفتیم و باران سختی می بارید و خورشید به گرمی تابش می کرد

ناگه مزایده ای دیدیم و فهمیدیم شخصی مهربان به اسم مش عباس موتور خود را برای کمک به جوانان به فروش گذاشته

بسی شاد شده و به دیدار این فرد بسیار عاقل و بالغ رفتیم بسیار زیبا و بسی آدم خوش سیما که نه

ولی شاید خوش سیرت بود

موتورش هم مال سال 1320 چه موتوری بود

 

 

 

دوچرخه ای که موتور داشت بسیار خنده بر دل ما افتاد رفتیم و دیدیم دوستان این فرد برای موتورش بیش از چند میلیون قیمت نهاده اند

گفتم عجیبا ما به فکر یارانه و این فرد تنها وسیله اش را می فروشد برای کمک به جوانان

که اشتباهی و کاملا اشتباهی دیدیم در پارکینگ این فرد بنز و مزدا از نوی تیری ( مهری نه ها ) وجود دارد

نمی دانم چرا آن را به فروش نگذاشته بود

عجبا شاید هم این موتور خیلی بهتر باشد

حال ما هم برای کمک به وی سایتش را تبلیغ می کنیم

www.mash-abas-motor.com

به کوری چشم اجنبی و پارازیت و کامبیز مجری آن

مش عباس فقط موتور فرسوده برای کمک به خانه سازی می فروشیم

من هم قیمت دادم چهار هزار و پانصد تومان

حال دیگر ترکتان می کنیم میریم در این هوای آقتابی که شب به آن شرف دارد در مزایده شرکت کنیم

تا بعد خدانگهدارتون

نیما سدیمی که دیشب تو بارون واکنش داد

نوشته شده در جمعه ۱٧ دی ،۱۳۸٩ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

سلامی نوین و جدید از نیما که به تازگی هدفمند شده

داشتم می نگریستم به تی وی که بر ما خبری آمد و گفت شد لیتری ۴٠٠ تومان

بنزیم را می گوییم

کمی غصه ناک شدیم و به فکر فرو رفتیم 

در خیالات خود دخترکان کنار خیابان را دیدم که دیگر ماشینی برای اتو زدن نداشتند

بیچارگان

باز در فکر رفتیم خود را تصور کردیم که بر الاغی سواریم و در خیابان آزادی راه می رویم

واقعا حیوان نجیبی است هم کم غذا هم اینکه بنزین نمی خواهد

خلاصه باز فکر کردیم و گفتیم حال brt ها چه می شوند آنها هم هدفمند شده و پر مسافر تر می گردند آیا ؟؟؟؟؟؟

در این بر ما ترسی چیره گشت و فکری بر سرمان آمد که بهتر است فکر نکنیم

آخر هنوز مسئله ازدواج و تحصیل طفل ها و خرج خانه و خرید قبر ( که اگر هدفمند شود بیچاره ایم ) مانده بود

پس تصمیم اتخاذ شد که دیگر فکر نکنیم

و بگوییم به به چقدر هم خوب

تا بعد شما را در پناه هدف های خود می گذارم

هدفمند باشید

آخ تا یادم نرفته آخرش هم نفهمیدم رایانه بود یا یارانه

تا بعد

باز عرض پوزش شب یلدا هم مبارک

دیگه جدی خدانگهدار

نوشته شده در سه‌شنبه ۳٠ آذر ،۱۳۸٩ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

سلام خدمت تموم بچه های سدیمی

نکته اول چون دوستان گفتند TNT نذار نذاشتم

نکته دوم نمی دونم چیه

بگذریم و بریم سراغ داستان :

در سالهای بسیار دور بسی دختران بسیاری در شهر های خاور دور زندگی می کردند بسیار افاده ای و از دماغ فیل افتاده

شاید باید یا که شاید نباید عرض کنم آنان مثالی از دختران امروز این کهن بوم هستند

بگذریم .........................

آری آنان بسیار آدم های بد گزند و بد خلقی بودند و با مردان به سختی سخن می گفتند و آنان را آزار می نهادند

تا اینکه در این شهر پسرکی پدید آمد ( مارسلو ) بسیار خوشتیپ  و خوش اندام و زیبا رو

و ماشین بنز در پای و عینک ریبن اصل هم بر چشم

دختران به آن افاده و بد خلقی و .....

به دنبال وی افتادند و از وی شماره می خواستند و بر وی ناله ی عشق سر می دادند

جمعی از پسرکان شهر به پیش مارسلو برفتندندو پرسیدیدند و جستجو کردند علت را

و مارسلو به آنان گفت .....................

.

.

.

.

.

 و اما بقیه داستان با شما

دختر ها واسه ی چی دنبال پسر بودند

پول ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

زیبایی و خوش اندامی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یا حسن رفتار و خلق ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به برنده یک دستگاه ماشین سه گانه سوز هدیه داده می شود

با تشکر نیما سدیمی

نوشته شده در سه‌شنبه ٩ آذر ،۱۳۸٩ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

سلام ما برگشتیم

البته ما که نه

سدیم ما یه واکنش کوچیک داد و یه بار مثبت به اسم علی پرید

حیف شد

غصه میل نکنین که قراره بازم ما شروع کنیم یعنی همون من شروع کنم

آره عزیز من

می خوام بترکونم

ببین حالا

پس بزودی در این مکان TNT نصب می گردد

مراقب خود باشید

نوشته شده در شنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٩ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ توسط نظرات () |


Design By : Night Skin